فرهنگ و هنر- فيلم «محاکمه در خيابان» ساخته جديد مسعود کيميايى اول آذر در کانون فيلم فرهنگسراى ارسباران به نمايش درآمد و سپس با حضور جمعى از عوامل فيلم نشست نقد و بررسى آن برگزار شد. مسعود کيميايى با بيان اينکه «محاکمه در خيابان» تهران را سفيد و شفاف نمىبيند، گفت: اين فيلم ديدى سياه به اين شهر و روابط دارد.
به گفته او، فيلمهايى که در خيابان گرفته مىشود اغلب از نظر صدا خيلى مشکل دارند:ما بايد صدا را طورى ضبط کنيم که به خوبى شنيده شود. اين کار، کار سختى است و اسحاق خانزادى آن را به خوبى انجام داده است. بنده براى فيلمسازى کمتر به پلاتو مىروم چراکه معتقدم دوربين بايد در پيادهرو، جاده و ميان مردم باشد.
کيميايى درباره نوع نگاهش به قضايا و اينکه آيا واقعبينانه است يا ناشى از حسرت گفت: شيوه نگاه کردن به آرمانها براساس زمانه تغيير مىکند. اکنون نگاه به آرمان تغيير کرده چراکه خود آرمان هم تغيير کرده است. حال در چنين شرايطى اگر هنرمندى بخواهد کماکان سر آرمانهاى قبلى هم بماند قطعا نمىتواند به روايت روزگار خود بپردازد. اين کارگردان درباره پلاکاردهاى سر در سينماها هم گفت: پلاکاردهايى که در سردر سينماها مىبينيد در اغلب موارد به گونهاى است که سه يا چهار چهره خندان در آن مشاهده مىشود. بنده نمىدانم که اصلا به چه دليل اين پلاکاردها را عوض مىکنند چراکه اگر اسمها و صورتهاى آنها را عوض کنند در اکثر موارد پوسترها و پلاکاردهاى فيلم يک شکل است. پيشنهاد وزارت ارشاد براى پلاکارد فيلم من هم به گونهاى بود که گويى هنر از سينما گرفته شده است، حال آنکه در فيلمهايى مانند «خاک» به ياد دارم که چهقدر زنده ياد مميز يا آيدين آغداشلو براى اين پلاکاردها زحمت مىکشيدند و اينکار براى آنها اهميت داشت.او گفت که در شرايط فعلى فيلم جدىساختن و کارگردانى فيلمى که ديگران را نخنداند امرى بسيار سخت و دشوار است و شايد اکنون بيش از سه يا چهار نفر نباشند که به اين شيوه فيلم مىسازند، حال اگر کسى از ما بخواهد که اکشن هم بسازيم کمى بىانصافى است. کيميايى به نگاه بدبينانه فيلمش به زنان هم اشاره کرد و گفت: بهتر است که وارد ماجراهاى اينگونه نشويم که ديگر نتوانيم بگوييم که در جامعه خيانتى صورت مىگيرد. اين اثر نگاهى به جامعه است و ما به دنياى زن و مرد و رابطه آنها نگاهى اجتماعى داريم و خود اين اثر گوياى اين است که مرا اينگونه نگاه نکنيد، چراکه موضوع بسيار وسيعتر است. کيميايى در پاسخ به سوالى درباره اينکه کى قهرمانان شما غيرت خود را بدون چاقو بيان مىکنند، اظهار کرد: آيا در کشور جهان سوم غيرت بدون چاقو هم معنا دارد. براى بنده خريدن اسلحه و پيداکردن يک قاچاقچى براى خريد آن و کار با آن بسيار مشکل و وقتگير است.
زمانى که ايدهاى در ذهن ماست ما ديگر نمىتوانيم وقت را تلف کنيم و بهتر است با وسيلهاى که در آن زمان در اختيار داريم کار را شروع کنيم و خيلى به نوع وسيله فکر نکنيم. او همچنين تذکر داد که اگر قرار بود شخصيتها بازتر از اين باشند، ديگر فيلم به هيچ عنوان اجازه اکران و نمايش نمىگرفت. کيميايى درباره اينکه چه بلايى بر سر جامعه مترقى فيلم «اعتراض» آمده که دوباره در آن غيرت مد شده است، عنوان کرد: چه جالب پس غيرت مد شده است يعنى شما آن را تبديل به يک فشن کردهايد. او که از برخى پرسشها درباره نوع کلوزآپها خسته شده بود، محاکمه در خيابان را متفاوتترين فيلم خود عنوان کرد که در آن از قصه دوپاره بهره گرفته است.او درباره شباهتهاى اين فيلم و «قيصر» و برخى آثار ديگرش گفت: به هيچ عنوان اين فيلم شبيه هيچيک از آن فيلمها نيست. کيميايى در پايان تاکيد کرد: من براى کسى فيلم مىسازم که با من همنفس است.
در بخشهاى ديگرى از اين نشست رضا يزدانى (خواننده)، اکبر معززى (دستيار کارگردان) و ايفاکننده برخى از نقشها، شبنم درويش و محمد مويد (از بازيگران فيلم) و اسحاق خانزادى (صدابردار) اين اثر هم به ذکر توضيحاتى درباره ساخته جديد کيميايى پرداختند. خانزادى گفت: بنده هم از «سلطان» به بعد در کنارکيميايى بودم و اکنون معناى نگاه او را به خوبى درک مىکنم. لذا تمام تلاشم را به کار مىگيرم تا هر آنچه را که از او آموختهام در کنارش پياده کنم. صداى اين فيلم بدون مشورت با کسى ساخته شد و در آن سعى کردم که هر صداى مخصوصى که در تهران مىشنويم گذاشته شود چراکه به نظر مىآمد اين صداها به ساختار فيلم بسيار نزديک است و کمک مىکند. اکبر معززى به داستان رفاقت چندينسالهاش با کيميايى اشاره کردم رضا يزدانى خواننده اين فيلم کار با کيميايى را آرزوى هر خوانندهاى دانست . شبنم درويش هم گفت: سينماى کيميايى مرا شيفته خود کرده است. نمايش اين فيلم به دليل ازدحام جمعيت با نيمساعت تأخير شروع شد و در تمام مدت نمايش فيلم و جلسه نقد و بررسى عده بسيارى از طرفداران سينماى کيميايى جلسه را به صورت ايستاده دنبال مىکردند اما در پايان جلسه اختلافاتى ميان طرفداران سينماى کيميايى و منتقدان آن در گوشه و کنار سالن شکل گرفت.