گزارشی از بند زنان زندان اوین
سه‌شنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۸● شماره ۱۹۱۵
درباره ما ارتباط با ما شماره آخر آرشيو دوره قبل
 
عنوان‌های خبری
صفحه اول
داخلي
اقتصادي
اقتصادى (2)
گوناگون
فرهنگ و هنر
داخلى (2)
بورس
حوادث
بين الملل
ورزشي
اجتماعي
صفحه آخر
صفحه اول -> فرهنگ و هنر
گفت‌وگو با فاطمه راکعي؛ شاعر
شاعران به رسالت تاريخى خود عمل کرده‌اند
على اسداللهي

يک: انتخابات دهم رياست جمهورى يک نکته متفاوت درخود داشت و آن همه گير شدن موضوع انتخابات به عنوان تابعى از سياست بود. اگر تا آن روز گمان مى رفت که حضور مردم در اين عرصه؛ عمومى بوده است اما واقعيت ها نشان مى دهد بيشتر کسانى در اين عرصه حاضر مى شدند که تمايلات حزبى و سياسى گسترده ترى داشته اند اما اين بار شمار بى همتاى آدم هايى وارد صفوف انتخابات شدند که با سياست کمترين انس را داشتند. درست به فاصله چند ساعت پس از انتخابات نيز همان ها که کمترين علاقه را به سياست داشتند؛ سياست را جزيى از زندگى خود يافتند. درست در همين دوره بود که ماجراى سياست وارد برش هاى عميق ترى از زندگى آدم هاى روشنفکر نيز شد. هنرمندان شامل تمام گروه هاى صنفى که پيش از اين سياست و اظهارنظرهاى سياسى برايشان حکم سرگرمى را داشت حالا به حيطه وظايف اجتماعى شان وارد شده بود.
دو: کم نيستند کسانى که در ايران شعر مى نويسند و دغدغه هاى پررنگ سياسى هم دارند يا سياسيونى که اديبند و به ادبيات مطلع، اما به ندرت پيدا مى شوند شاعرانى که جزو سياسيون معترض کشور باشند و در هر دو زمينه شعر يا سياست؛ جزو چهره هاى شناخته شده باشند. فاطمه راکعى از همين افراد کم شمار است. باتوجه به سابقه نمايندگى او در مجلس و عضويت در شوراى مرکزى حزب مشارکت؛ در گفتگو با او به نقد وضعيت فرهنگى و ادبى ايران بعداز انتخابات پرداختيم. فاطمه راکعى در اين گفتگو علاوه بر تفسير موضوع ادبيات در حوزه سياست؛ به شرايط امروز فرهنگى ايران نيز نقبى مى زند.

>> خانم راکعى همانطور که آگاهيد طى صد سال اخير شعر سياسي- اجتماعى ما جايگاه خاص خود را داشته و طيف وسيعى از مخاطبان شعر را پوشش داده است. اما معمولا سرخوردگى و يأس وجه غالب اينگونه اشعار بوده است. حال باتوجه به وقايع پس از انتخابات مى‌بينيم شعرا بلافاصله سلاح قلم را از نيام مى‌کشند، چه از شعرايى که به عنوان شعراى انقلاب شناخته مى‌شوند به عنوان مثال شما و عبدالجبار کاکايى و چه از شعرايى که به اين عنوان شناخته نمى‌شوند مثل شمس لنگرودى که کتاب «22 مرثيه در تيرماه» را به صورت اينترنتى منتشر کرد. نسل ما از شما شعرهايى در کتاب‌هاى دوران دبيرستان خوانده‌اند و درعين حال شما را به عنوان فعالى سياسى و از اعضاى شوراى مرکزى جبهه مشارکت مى‌شناسند. باتوجه به حضور شما در دو عرصه ادبيات و سياست که پس از انتخابات تنيدگى بسيارى پيدا کردند، مى‌خواهم بدانم آيا اين حرکات آنى و انفجارى در شعر را نسبت به وقايع، مثمرثمر مى‌دانيد يا ايجاد صنفى خاص و حرکتى مدنى و برنامه‌ريزى شده توسط قشر اديب را براى جلوگيرى از خطر دگماتيسم و مميزى پيشنهاد مى‌کنيد. زيرا همواره شعراى ما فرياد زده‌اند اما درعين حال همواره تحت فشار و خطر فيلتر بوده‌اند. نگاهى کوتاه هم اگر به اشعار اخير بيندازيم مى‌بينيم شعرا نسبت به آنچه رفته وااسفا سرداده‌اند و الگويى براى اصلاح امور ارائه نکرده‌اند.

ببينيد شعرا در جايگاه فيلسوف و ايدئولوگ که قرار ندارند، اما به عنوان آنتن‌هاى احساسى و گيرنده‌هاى تيز عاطفى جامعه وقايع را رصد کرده، سپس با تمام احساسات و عواطف خود وارد ميدان مى‌شوند به خصوص هنگامى‌که احساسات ملى جريحه‌دار شده و به شعور ملى توهين مى‌شود. شعرا به عنوان نماينده‌هاى يک ملت نمى‌توانند بى‌تفاوت باشند و واکنش نشان مى‌دهند.

درعين حال فيلسوفان، ناقدان اجتماعي، دانشگاهيان و... هرکدام به شکلى مختص خود واکنش نشان مى‌دهند ليکن شاعران به علت درگيرى روحى با قضايا سريع‌ترين واکنش‌ها را نشان مى‌دهند و بدون اينکه بخواهند راهکارى نشان بدهند يا امر و نهى کنند، سعى در برآورده کردن نياز اصلى جامعه يعنى بيان و فريادهاى عاطفى دارند. اين اتفاق همواره و هرگاه احساسات ملى ما جريحه‌دار شده رخ داده، چه در دوران مشروطه چه در دوران مبارزات نهضت ملى نفت و چه بعداز آن؛ شعرا به بهترين نحو و تاثيرگذارترين حالت احساسات جامعه را برانگيخته‌اند و به رسالت اجتماعى خود عمل کرده‌اند. بعداز انتخابات نير شعراى ما بسيار عميق و دقيق به ثبت دقايق و بيان شاعرانه آن پرداختند.

چه در شعرهاى سروده شده بعداز انتخابات و چه در نگاهى کلى به حوادث اخير بايد به دو محور توجه کرد: يک مسئله، مسئله انتخابات بود و مسئله ديگر مسئله برخوردهاى صورت گرفته با طرفداران ديگر کانديداها. زندانى کردن بى‌مورد بسيارى افراد، توهين‌هاى شديد، ورود به حريم خصوصى و برخورد‌هايى به اين شکل باعث جريحه‌دار شدن عميق احساسات ملى گشته است. حال اين برخوردها ادامه نيز دارد و بسيارى از فرزندان راستين امام و ياران خدوم انقلاب درحال حاضر در زندان‌ها به سر مى‌برند و حتى حق دفاع آزاد از آنان نيز از مردم و رسانه‌ها سلب شده است. در چنين شرايطى تنها هنر است که مى‌تواند جاى خالى اين نياز به فريادى رسا را پرکند؛ شعر است که مى‌تواند مرهم و فعال‌کننده‌اى قوى در تمامى ‌سطوح جامعه باشد.
بنده احساس مى‌کنم شعرا بسيار به موقع و هوشمندانه به اين رسالت تاريخى خود عمل کردند و با همين اشعارى که اخيرا گفته شده و ماندگار هم هستند، کسانى که باعث رخ دادن اين اتفاقات شدند احساسات ملى را دچار سرخوردگى کردند بايد روزي- که نزديک هم هست-، به پاسخ تاريخ بنشينند..

>> در جبهه مشارکت علاوه بر دبيرکل و نائب دبير اين حزب بسيارى ديگر از اعضاى شاخص بازداشت شده‌اند. سعيد حجاريان، تاج‌زاده، شهاب‌الدين طباطبايى و...، و علاوه بر اينها عليه اين حزب بدترين فضاسازى‌هاى ممکن و حملات صورت گرفته است. شما باتوجه به شرايط حاضر اقدام به ايجاد وبلاگ يا سايتى ادبى جهت دفاع از اين عزيزان نکرده‌ايد يا‌ برگزارى جلسه شعرى ولو خصوصى در برنامه‌هاى اين حزب نيست؟

همانطور که در ابتدا گفتيد شعرا درحال نوشتن هستند و ما شاهد انبوهى از اشعار اعتراضى هستيم. بنده نيز در اولين روزهاى زندانى شدن عزيزانمان در جمع خانواده‌هاى داغدار تجمع کرده مقابل اوين شعرخوانى کردم. اين اتفاقات در ابعاد گسترده اما به صورت خصوصى درحال رخ دادن است. آخر شما چه توقعى داريد! وقتى در اجتماعات قانونى بدترين برخوردها صورت مى‌گيرد، وقتى براى هيچ تجمعى توسط وزارت کشور مجوز صادر نمى‌گردد، وقتى مراسم کميل که مراسمى‌ روحانى و دينى است مورد حمله قرار مى‌گيرد، وقتى هتک حرمت حريم خصوصى افراد ساده‌ترين راه حل تماميت خواهان است شما چه توقعاتى داريد!

اينکه درد داغديدگان وقايع اخير به هر شکل ممکن به گوش مردم برسد، در شرايط حاضر کافى است و همين همدلى و همدردى‌ها تاکنون بسيار تاثيرگذار بوده است. ما بسيارى از اين اشعار را در جمع خانواده‌هاى داغدار حوادث اخير خوانده‌ايم و از خشنودى آنان از اين آفرينش‌هاى هنرى خبر داريم. اگر بخواهيم شعرهاى اخير را جمع‌آورى کنيم، مى‌بينيم شعرا از تمامى ‌طيف‌ها نسبت به وقايع عکس‌العمل نشان داده‌اند و رسالت خود را از ياد نبرده‌اند.

بنده گمان مى‌کنم ما(شعرا) بلندگوهاى بيان اين احساسات جريحه‌دار شده هستيم و حال ديگران هم بايد جهت پيشگيرى از اين اتفاقات ناگوار و التيام دردهاى ناشى از آن فکرى کنند. اما کسانى مثل بنده که هم شعر مى‌نويسند و هم فعاليت سياسى مى‌کنند، قطعا چند وظيفه دارند! بنده درکنار ساير همفکرانم در حوزه سياسى جهت بهبود امور اقدام به ديدار مسئولان، مکاتبه و تماس با آنان مى‌کنيم و هر فعاليتى که در اين زمينه لازم باشد انجام داده و خواهيم داد، در حوزه ادبى نيز همانطور که آگاهيد رسالت خود را از ياد نبرده‌ام.

>> در مصاحبه‌اى گويا گفته‌ايد که آقاى صفارهرندى هرچند کارنامه درخشانى در وزارت فرهنگ و ارشاد نداشته و نقاط منفى در عملکرد ايشان بسيار است، بهتر است در پست خود ابقا شوند. علت چيست؟

بگذاريد همين جا خدمتتان عرض کنم که بنده اصلا قصد دفاع از شخصى خاص و شمشير کشيدن عليه فرد ديگرى را نداشته ام. بنده اين مصاحبه را با ايلنا انجام دادم که متاسفانه روزنامه‌اى اين مصاحبه را طورى انعکاس داد که گويى بنده يادداشتى را براى روزنامه مذکور نوشته ام. ماجرا از اين قرار بود که با بنده تماس گرفته شد و گفتند گويى قرار است وزير فرهنگ و ارشاد عوض شده و فرضا آقاى رسايى جاى ايشان منصوب شود؛ نظر مرا جويا شدند. بنده در جواب گفتم باتوجه به سياست‌هاى دولت حاضر اگر کسى از پستى مانند وزارت فرهنگ و ارشاد کنار گذاشته شود، براى اين نمى‌رود که شخصى بهتر به جاى او بيايد؛ کسى که دغدغه فرهنگى داشته و جهت بهبود و اصلاح امور قدم بردارد. بنده عرض کردم باوجود تمام موانع و مشکلات دوره ‌ وزارت آقاى هرندى بنده گمان نمى‌کنم که کسى که قرار است به جاى ايشان بيايد بهتر از ايشان عمل کند و مثلا درد هنرمندان و اهل قلم را دريابد و با آنان همصدا و همقدم شود.

>> بسيارى معتقدند ادبيات دولت نهم ادبيات فرافکنانه است. به نظر شما وزارت فرهنگ و ارشاد جديد ما مى‌تواند از اين ادبيات تبرى بجويد و خط مشى مستقل خود را طى کند؟ مى‌دانيد که سوالات در حوزه فرهنگ بسيار است و کم نيستند افرادى که از مميزى‌هاى حاضر دل خون ‌ دارند و از سانسورها نالانند. درعين حال حضور آقاى حسينى‌ در وزارت ارشاد بلافاصله با اقداماتى پوپوليستى همراه بوده است. فرضا صحبت از مجوز دادن به فيلم سوخته‌اى مانند سنتورى که فکر کنم تنها کسى که اين فيلم را نديده خواجه حافظ شيرازى باشد. حال اينکه هيچ صحبتى از رويکردهاى کلان فرهنگى مانند مطبوعات و مجوزها به ميان نمى‌آيد. باتوجه به وضعيت موجود افق چهار سال آينده وزارت ارشاد را چگونه مى‌بينيد؟
ببينيد من با رفتن آقاى هرندى و آمدن آقاى حسينى کارى ندارم. من طرز فکرى را نقد مى‌کنم که طرز فکر سران دولت نهم است و برخورد توهين‌آميز بسيارى از آنان با دستاورد ساير دولت‌هاى تاريخ جمهورى اسلامى است. به نظر بنده کسى که در اين دولت به عنوان متصدى فرهنگي- هنرى فعاليت مى‌کند يا راه به جايى نمى‌برد يا بايد به نهادينه کردن آن نوع نگاه و برخوردى که عرض کردم، اقدام کند. بايد همه براى هميشه بدانيم هر شخصى در اين مملکت روى کار بيايد و بخواهد همراهى مردم را با خود داشته باشد بايد به آنها و اسلاميت و ايرانيت آنان احترام بگذارد، وگرنه اگر کسى بخواهد مقابل مردم با مشت، برخورد و توهين بايستد هرگز راه به جايى نخواهد برد.

>> ما مى‌بينيم که در مجلس پنجم وزير ارشادى مانند آقاى مهاجرانى پس از استيضاح دوباره از مجلس رأى اعتماد مى‌گيرد. مجلسى که هرچند نام اصولگرايى را يدک نمى‌کشيد اما
بازمانندگان آنان به همين نام خوانده شدند. آيا شما نيز تمايز پررنگى ميان آن اصولگرايان سنتى و نئواصولگرايانى مانند دولت نهمى‌ها قائليد؟

وضعى که در دولت حاضر حاکم است علاوه بر آسيب ديدن اصلاح طلبان ضربات شديدى بر اصولگرايان سنتى وارد کرد. چهره مهندس موسوي؛ چهره بسيار مردمى‌ بود که باعث شد تمام کسانى که ارادتمند حضرت امام و انقلاب بودند از ايشان حمايت کنند؛ درميان اصولگرايان نيز کم نبودند افرادى که به علت حمايت از مهندس موسوى بعداز انتخابات هزينه داده و صدمه ديده‌اند. بنده افرادى که شما از آنها نام برديد را اصولگرا نمى‌دانم و آنها را جريان متمايل به دولت نهم مى‌دانم. جريانى که همه چيز را يا سياه مى‌بيند يا سفيد و هرکه با آنها همراهى نکند دشمن آنان قلمداد مى‌شود، به طورى که حاضرند تمام دستاوردهاى سى ساله انقلاب را زير سوال ببرند. افراد حاضر در اين دولت نيز باتوجه به خط مشى‌اى که عرض کردم نبايد از اين دايره خارج بشوند و مطمئنا اگر خارج بشوند؛ سريعا تغييرشان خواهند داد. بالطبع وزير ارشاد اين دولت نيز از اين دايره نمى‌تواند پا فراتر بگذارد.
خبرهای روز
  • برگزارى مراسم 16 آذر تحت تدابير‌امنيتي
  • 14ميليون نفر مردم همين کشورند
  • اراده معطوف به آگاهى بيشتر
  • درباره چفيه
  • دریافت نسخه «پی‌دی‌اف» صفحات امروز روزنامه
    حیات نو