(يادداشت)
ناصرالدين قاضىزاده
سناريوى تسويه و حذف اصلاحطلبان از عرصه رقابت سياسى و معادلات قدرت با دو شيوه به دست گرفتن افکار عمومى توسط شيوههاى اطلاعرسانى غلط و تهديد چندجانبه رهبران اصلاحطلب کماکان دنبال مىشود. در حالى که از نظر کارشناسان اطلاعرسانى موضعگيرى آشکار صدا و سيما در معادلات جناحى هويت ملى آن را مخدوش و کارکرد آن را زير سوال برده است.
اين رسانه براى جهت دادن به مخاطبان خود عليه اصلاحطلبان در واپسين برنامه 30/20 در 14/8/88 مصاحبهاى با دکتر مرندي، نماينده محترم مردم تهران پخش کرد که محل واکاوى و نقادى بيشتر است. دکتر مرندى در اين مصاحبه اعلام کرد، روز 13 آبان، هنگامى که قصد داشت به سمت محل مراسم برود، از سوى طرفداران جنبش سبز مورد حمله واقع شد و شيشه اتومبيل او را شکسته و تعدادى از مردم تهران به ايشان اهانت کردهاند.
دکتر مرندى با انتساب دادن اين رفتار ضداخلاقى و عقلانى به طرفداران اصلاحات خواستار آن شد که رهبران جنبش سبز و اصلاحطلب از اين رفتارها تبرى بجويند!
هرچند هجوم و اهانت به آقاى مرندى و هر شهروند ديگر اقدامى مذموم و افراطىگرى محکوم به شکست است، اما واکاوى و کالبدشکافى رسانهاى سخنان دکتر مرندى از اين جهت اهميت مىيابد که بعضا شيوههاى ظريفتر و جديدترى بر مديريت صدا و سيما حاکم شده، به طورى که صدا و سيما پس از آنکه در اعتمادسازى افکار عمومى با ناکامى روبهرو شد، قصد دارد با انگاره سازىهاى مدرنتري، آب از دست رفته را جمع کند و به شکل حرفهاىترى سياست جناحى و اطلاعرسانى ناصواب خود را ترميم کند و ودر قد و قامت رسانه ملى ظاهر شود.
اما از منظر محتوايي، اشکال عمدهاى که بر سخنان دکتر مرندى وارد مىشود آن است که ايشان از کجا علم قطعى حاصل کردهاند که خشونتطلبان مهاجم هم سنخ اصلاحات و جنبش سبز بودند؟ دکتر مرندى به استناد سخنان خودشان نتوانستند در مراسم 13 آبان حضور داشته باشند اما نگارنده اين سطور که از ساعت 10 تا 15 شاهد و ناظر متن و حاشيه مراسم بودم، شهادت مىدهم که در مراسم 13 آبان امسال انواع و اقسام طيفهاى خلقالساعه و سازماندهى شده مانند جنبش سبز علوى و... در مراسم طراحى شده بود، حال چه استبعادى وجود دارد که اين افراد توسط نيروهاى لباس شخصى سازماندهى نشدهاند؟
آقاى دکتر انصاف دهيد! هنگامى که سناريوسازان مخالف عقلانيت انتقادى به منظور تخريب اصلاحطلبان از هرگونه پوشش رسانهاى عليه اتهامات اثبات نشده دريغ نمىکنند و قصد داشتند برخلاف قانون و نظر رهبرى اصلاحطلبان را ملکوک سازند، چگونه نمىتوانند با استخدام نيروهاى هدايت شده عليه شما و منافع عمومى عمل کنند؟ آقاى دکتر آيا تخريب برخى اموال عمومى توسط نيروهاى لباس شخصى و هجوم وحشيانه به کوى دانشگاه و... که رسيدگى به آن همواره از سوى دستگاههاى مربوطه، پشت گوش انداخته مىشود را از ياد بردهايد يا آنکه مشغله زياد شما را دچار نسيان و تغافل سياسى کرده است.
نگارنده به اتهام آنکه اصلاحطلب هستم، به ضرس قاطع نمىتوانم بگويم که افراد مهاجم به شما از افراد سرخوردهاند که نمىتوانند اعتراض خود را به شکل مدنى بروز دهند، يا آنکه بخشى از سناريوسازى عليه اصلاحطلبان، ولى بر اين قاعده جامعهشناسانه اعتقاد واثق دارم که سياست و اتخاذ روشهاى تهديد و سانسور و... برآيندى جز اعتراضات راديکال و غيرمدنى ندارد و صدالبته اين خواسته سناريوسازان برخى جريانات است.
آقاى دکتر! انصاف دهيد کدام يک از بيانيههاى ميرحسين، خاتمى و کروبى بر طبل جنگ و خشونتورزى مىکوبد و بر تندروى دلالت دارد که آنقدر شتابزده داورى کردهايد. رهبران اصلاحات نيک مىدانند که وارد شدن به ميدان افراطىگرى خواسته سناريوسازان در رسانههاى خشونتطلب است. آيا بيانيههاى 14 گانه ميرحسين با مقالات و يادداشتهاى تعدادى از رسانههاى نفرت پراکن قابل مقايسه است که ميرحسين را به افراطىگرى متهم مىکنيد؟
جان کلام و پيام شما در مصاحبه با برنامه 30/20 آن بود که ميرحسين، خاتمى و کروبى از اين افراد- بخشى از تهرانيانى که شما نماينده آنان هستيد- تبرى جويند! و مرزبندى خود را از آنان مشخص سازند. واقعا جاى تعجب است! مگر ميرحسين يا خاتمى چه سمتى دارند که در مقابل برخى کنشهاى هيجانى مردم پاسخگو باشند؟ مگر شرايط کنونى محصول مديريت نابخردانه برخى خشونتطلبان نيست. اگر پاسخ شما منفى است، پس چه کسانى از قبل و پس از انتخابات پروژه تسويهحساب با اصلاحات را مديريت مىکنند؟ فضاى شهرها را فضاى غيرعادى مىکنند و در نمايشگاه مطبوعات مثل آوردگاه صف مىکشند و...
آقاى دکتر انصاف داشته باشيد کدام يک از مسئولان مستقيم و آقايانى که شما بهتر مىشناسيد، از هجوم لباس شخصىهايى که علىالظاهر مورد تائيد رسمى هيچ مرجع قانونى و حکومتى نيست را محکوم کرده و يا از اقدام مجرمانه آنان تبرى جستهاند. به راستى کسى بايد از مردم عذرخواهى کند و نسبت به عملکرد برخى «نيروهاى خودسر» تبرى بجويد که شرايط عقلانيت انتقادى و مشارکت حداکثرى را به بىاعتمادى سوق مىدهد وگرنه اصلاحطلبان همواره با شيوههاى قانونى «حلقه وصلى بر گسست مسئولان و مردم» بودهاند و از هرگونه خشونتطلبى از سال 76 تاکنون مبرا بودهاند و فاصله خود را با آن حفظ کردهاند.
آقاى دکتر به وجدان و فطرت الهىتان شما را قسم مىدهم! آيا ميرحسين موسوى که از غليان احساسات به شدت پرهيز مىکند و آن را ترفند و دام گسترده برخى افراطيان مىداند، بايد عذرخواهى کند يا کسانى که به طور آشکار و پنهان خشونتطلبان را در قالب نيروهاى سياسى شخصى و... سازماندهي، برنامهريزى و پشتيبانى مىکنند، بايد از کرده خود نادم شوند و تبرى جويند. آقاى دکتر اگر واقعا جنابعالى در مقام استدلالى با موکلان خود ارتباط برقرار مىکرديد يا دولت به مطالبات مردم رسيدگى مىکرد کار به آنجا نمىرسيد که از آنان تبرى بجويند و يا ديگران را به اين کار دعوت کنيد؟