فرهنگ و هنر- برقرارى جايزه گلشيرى منوط به گرفتن سالن و برگزارى مراسم نخواهد بود.
فرزانه طاهري، مترجم و دبير جايزه گلشيرى در گفتوگو با حيات نو ضمن بيان مطلب فوق گفت: ما از دوره اول جايزه گلشيرى در زمينه گرفتن سالن و برگزارى مراسم مشکل داشتهايم. اگر جايزههاى ديگر، يکى دو سالى است که با اين مشکلها مواجه شدهاند، ما اين تجربه را از سالها پيش داشتهايم.
طاهرى افزود: در صورت عدم برگزارى مراسم، برگزيدگان به شکلهاى متفاوتى اعلام و معرفى خواهند شد. اما اين تنگنظرى است که مانع از انجام اين مراسمها شوند و واقعهاى به اين روشنى را نتوانند تحمل کنند چرا که قرار نيست در اين مراسمها، اتفاق عجيبى بيفتد، تنها اعلام برگزيدگان است و ديگر اينکه کتابها را به راحتى مىتوان تهيه کرد و نويسندگان هم حضور دارند و مىتوانند کتابها را براى مخاطبانشان امضا کنند به جز اين هم، ديدارهاى اهالى ادبيات، تازه مىشود.مترجم «کليساى جامع» افزود: در هر حال رقابت در فضاى ادبيات هست. سال پيش هم داوران ما برگزيدهاى را اعلام نکردند و عدم برگزارى جايزه گلشيري، ربطى به گرفتن يا نگرفتن سالن نداشت. تمام تلاش ما اين است تا وقتى اجازه مىدهند که نفس ادبيات داستانى اين مملکت برآيد، اين جايزه هم برگزار شود و در صورت نبود سالن، مىتوان دست به ابتکارات ديگرى زد و شکلهاى ديگرى را براى اعلام برگزيدگان امتحان کرد.طاهرى گفت: البته قرار ما اين بود که با همکارى خانواده اسماعيل فصيح، در اين دوره از مراسم جايزه گلشيري، تجليلى از وى به عمل آوريم. کاش مىشد قدر آدمها را در زمان حياتشان شناساند اما اگر مراسمى نداشته باشيم، امکان برگزارى اين مراسم را نيز نخواهيم داشت.وى در مورد توجه به آثار داستانى که به زبان فارسى و در خارج از کشور منتشر مىشوند، گفت: در اساسنامه ما آمده است که اين آثار بايد در ايران چاپ شده باشند و انگيزه اصلى ما، کمک به بالا بردن تيراژ کتابهاى داستان در ايران است. البته اگر ما امکاناتى داشته باشيم و فرصت تکان خوردن نيز، خوشحال مىشويم که به معرفى اين آثار بپردازيم و ارتباط با کل فضاى داستاننويسى فارسى در سراسر جهان از اهداف بنياد است.
وى ادامه داد: بنياد گلشيرى از روز اول براى مکان برگزارى مراسم مسئله داشته است. ما هيچ زمانى بدون مشکل سالن نگرفتهايم. مسئله مربوط به چهار سال گذشته نيست. پيش از آن هم همينطور بوده است و ما مشکل داشتيم. حتى زمانى که مىخواستيم مکانى براى برگزارى کلاسها بگيريم، يا مکان را از ما پس مىگرفتند يا مىخواستند که بدون نام بنياد اين کار را انجام دهيم. حتى ما قصد داشتيم با نويسندههاى خارجى که کارهاشان ترجمه شده است، ارتباط برقرار کنيم و در اين زمينه هم مشکلات بسيارى پيش پاى ما مىگذاشتند. در حال حاضر ما شايد تنها جايزهاى هستيم که از حضور نويسندگان خارج از کشور و اهالى ادبيات مهاجرت در جمع داورانمان بهره مىبريم که محمود فلکي، نسيم خاکسار و کامران بزرگنيا از آن جمله هستند که مىکوشيم از نظرها وانديشههاى آنها در اين زمينه بهره ببريم. اما اين را هم فراموش نکنيم که هدف جايزه گلشيري، تشويق و ترويج ادبيات داخل کشور هست.
طاهرى در پاسخ به اين سوال که چرا طرح کتابهاى شهرزاد که گلشيرى براى کمک به چاپ کتابهاى اول و معرفى چهرههاى جديد به جامعه ادبي، ارائه داده بود، متوقف شده، گفت: بنياد گلشيرى بعد از وى هم دو کتاب در مجموعه شهرزاد منتشر کرد که «باغهاى شني» حميدرضا نجفى و مجموعه آصف سلطانزاده از آن جمله است.اما پس از آن هم کسى مجموعهاى در اين زمينه به ما پيشنهاد نداد، شايد اگر پيشنهاد بود، ما باز هم ادامه مىداديم. از طرف ديگر، قرار بود کسانى که پيش از اين کارهايشان در اين مجموعه درآمده بود، در مورد انتخاب آثار بعدى نظر بدهند که به طور عملى دوستان همکارى نکردند. ضمن اينکه از ابتدا قرار بود که کارها به نشر آگاه پيشنهاد داده شود و آنها فقط کار انتشار را انجام دهند. اما بعد از مدتى نشر آگاه هم اين کار را نپذيرفت و به ناچار ناشر را عوض کرديم.اما مسئله ديگر اين است که در آن زمانى که گلشيرى به اين فکر افتاد، انتشار مجموعه داستان اول خيلى سخت بود. اما الان ناشرانى شروع به کار در زمينه ادبيات داستانى کردهاند که اتفاقا در حوزه کتاب اولىها هم خوب کار مىکنند.
وى در مورد عدم برگزارى جلسات داستان خوانى و شب شعر و ... توسط بنياد گلشيرى گفت: هنوز هم اين جلسات به صورت پراکنده برگزار مىشود و آدمها دور هم جمع مىشوند. چند سال پيش هم عدهاى در کانون نويسندگان اصرار داشتند که اين قضيه ادامه پيدا کند، اما عملا جلسات موفقى نبود و تداوم پيدا نکرد. ولى بنياد هم نمىتواند اين کار را به انجام برساند. فراموش نکنيد که ما همواره با مشکل مکان براى برگزارى مراسم مواجه بودهايم و حتى بارها به ما گفتهاند که براى برگزارى کلاسها، نام گلشيرى را حذف کنيد.انگار جنگ عبثى براى حذف نام گلشيرى به راه افتاده است. هرچند کتابها و آثار گلشيرى هست و هيچوقت به نتيجه نمىرسند.ما حتى چند سال پيش دوره مفصلى براى کلاسهاى داستاننويسى طراحى کرديم و بسيارى از سرفصلها را خود من براساس برنامهريزىهاى کلاسهاى نويسندگى خلاق آمريکا، طراحى کردم و استادهاى هر مبحث هم مشخص شدند. اما بعد از مدتي، برخى از دوستان که قرار بود براى تدريس با ما همکارى کنند، انصراف دادند و من مىدانم به دليل چه فشارهايى اين عقبنشينى انجام شد.
بعد از مدتى فرهنگسرايى هم که قرار بود مکان کلاسها را در اختيار ما قرار دهد، اعلام کرد که امکان انجام اين کار را ندارد و مىبينيد که هر وقت ما مىخواهيم کارى انجام دهيم، اتفاقهاى غيرطبيعى مىافتد.