(يادبود)
احمدرضا جعفرى فرد بيدگلي- آذر ماه 1386 در نيمه شبى پاييزي، دقايقى پس از کنسرت مشکاتيان هنگامى که وى از درون خودرو خود خطاب به دوستدارانش گفت: «زنده باشيد» شايد هيچکس فکر نمىکرد که اين آخرين اجراى وى براى مردمى باشد که آرزوى زنده بودن او را دارند.
مشکاتيان به واقع هنرمندى مردمى بود که هنرش را فقط براى مردم ارائه کرد. گواه اين ادعا نيز استعفاى وى از راديو در اعتراض به کشتار وحشيانه مردم در فاجعه 17 شهريور 1357 توسط رژيم پهلوى مىباشد. در آن زمانى که به جهت همراهى با مردم همراه با لطفي، عليزاده و شجريان و ديگر هنرمندان جوان انجمن چاووش را تشکيل داده و به ساخت آهنگهاى وطنى و انقلابى پرداخت.
مشکاتيان همچون ديگر هنرمندان عاشقانه براى وطن آهنگ ساخت. آهنگهاى وى در اين زمينه قابل احترام براى مردم مىباشند. آثارى همچون «همراه شو عزيز»، «لاله بهار»، «وطن من» و ... هنر مشکاتيان در دو مقوله قابل بررسى است: 1- سنتورنوازى 2- آهنگسازي. در مقوله نوازندگى بر هيچکس پوشيده نيست که پس از سبک استاد پايور، شيوه سنتورنوازى مشکاتيان چنان تاثيرگذار و قابل تامل است که هر نوازنده سنتور در دوران معاصر، خواسته يا ناخواسته از آن تاثير مىپذيرد.
تکنيک ناب صدادهى و نوانس منحصر به فرد ساز، جملهبندى دقيق و جواب آوازهاى بجا از ويژگىهاى نوازندگى مشکاتيان است.از ويژگىهاى مهم در نوازندگى مشکاتيان عدم احساس خستگى شنونده هنگام گوش دادن ساز وى به مدت طولانى مىباشد.لازم به ذکر است که ساز سنتور به دليل حالت خاص صدادهى که دارد اگر به مدت طولانى و به صورت تکنوازى و يکنواخت نواخته شود ممکن است موجب خستگى شنونده شود.اما ساز مشکاتيان چنان دلانگيز و بديع نواخته مىشود که در اجراهاى طولانى مدت نيز موجب کسالت روح نمىشود. نمونه اين نوازندگى نيز در آثارى همچون «آستان جانان» و «قاصدک» قابل شنيدن مىباشد که ساز سنتور به تنهايى در آن خودنمايى مىکند.جنبه ديگر هنر مشکاتيان مربوط به مقوله آهنگسازى است که موجب پديد آمدن آهنگهاى زيبا و دلنشين در موسيقى ايران شده است.
با اذعان به هنر والاى مشکاتيان در نوازندگى سنتور اين نکته قابل ذکر است که جايگاه وى در موسيقى ايران در زمينه آهنگسازى بسيار رفيعتر از نوازندگى وى مىباشد.ملودىهاى ناب و دلنشين، ضريبهاى متنوع، بهرهگيرى از رديف دستگاهى موسيقى ايرانى در آهنگسازي، استفاده درست از تکنيک و فدا نشدن زيبايى آهنگ در مقابل تکنيک از ويژگى آهنگهاى مشکاتيان مىباشد.
بدون شک مشکاتيان را مىتوان استاد ضربى ناميد. مشکاتيان در تمام فرمهاى ضربى از قبيل (پيش درآمد- چهار مضراب- تصنيف- رنگ) آهنگهاى شنيدنى و جالب توجه دارد.تصنيفهاى وى جزء برترين تصنيفهاى پس از انقلاب بوده و هيچگاه به فراموشى سپرده نخواهد شد. احساس عميق موجود در تصنيفهاى وى باعث متفاوت بودن آثار وى از ديگر آهنگسازان مىباشد.
مردمى و ميهنى بودن از ويژگىهاى اين تصنيفهاست. تصانيفى همچون «ايراني»، «دود عود»، «صبح است ساقيا»، «آستان جانان» و «جان جهان»، با صداى استاد شجريان، «نفس باد صبا»، «وطن من»، با صداى زنده ياد ايرج بسطامي، تصنيف «مرا عاشق» و «لاله بهار» با صداى شهرام ناظرى از اين نمونهاند.
چهار مضرابهاى مشکاتيان بسيار موزون و دلانگيز مىباشند. چهار مضراب قالبى از ضربى است که داراى يک پايه ريتميک بوده که تقريبا تا پايان آهنگ حفظ مىشود. اين پايه ريتميک در چهار مضرابهاى مشکاتيان بهگونهاى است که هدف آن فقط پرکردن فضاى خالى آهنگ نبوده بلکه موجب زيباتر شدن آن مىشود. چهار مضراب مخالف سه گاه در «مژده بهار» با صداى ايرج بسطامى از اين نمونه است.
پيش درآمدهاى مشکاتيان نيز از زيباترين نمونههاى موجود مىباشد. احساسى لطيف همراه با سازبندى و تنظيم فوقالعاده در پيش درآمدهاى وى مشهود مىباشد براى نمونه مىتوان به «مقدمه طلوع» در اثر نوا (مرکبخواني) و «مقدمه چکاد» در دستان با صداى استاد شجريان، «پيش درآمد ابوعطا» در صبح مشتاقان با صداى على جهاندار، «پيش درآمد سهگاه» در وطن من با صداى ايرج بسطامى اشاره کرد.
ديگر قطعات ضربى مشکاتيان نيز از برترينهاى اين فرم در موسيقى ايران مىباشد. قطعاتى مانند «خزان» در مژده بهار، قطعه معروف «سنتور و ارکستر» با تنظيم کامبيز روشنروان در دود عود، قطعه «نهفت» در نوا (مرکبخواني) و بسيارى از قطعههاى ديگر از اين نمونهاند. از ديگر ويژگىهاى مشکاتيان پايبندى به رديف موسيقى ايرانى مىباشد که در تکنوازى و آهنگسازى وى نمود پيدا کرده است. بر خلاف برخى که رديف موسيقى ايران را خشک و بىروح و کسلکننده مىدانند و فراگيرى کامل آن را لازم نمىدانند، مشکاتيان با بهرهگيرى از رديف در آثار خويش ارزش و اعتبار آن را گوشزد مىنمايد. استفاده از رديف موسيقى در آثار مشکاتيان به وفور شنيده مىشود به عنوان نمونه مىتوان به قطعه «راز و نياز» در بيداد استاد شجريان اشاره کرد که با استفاده از گوشه راز و نياز ساخته شده است. همچنين قطعه «رنگ اصول» در مژده بهار با صداى ايرج بسطامى و گوشه «بسته نگار» در ضربى حجاز و گوشه «سيخي» در ضربى ابوعطا در اثر صبح مشتاقان با صداى جهاندار نيز از نمونههاى استفاده از رديف مىباشد. از بارزترين مواردى که باعث تاثيرگذارى آهنگهاى مشکاتيان مىباشد، ملودىهاى ناب در آثار وى است. ملودى در حقيقت خميرمايه اصلى هر آهنگ است که به ذهن آهنگساز خطور کرده و موجب شکلگيرى آهنگ مىشود.
در پايان لازم به ذکر است که مشکاتيان موسيقيدانى متفکر است و اين تفکر در آثار وى و همچنين سکوت طولانى مدت وى در سالهاى اخير کاملا قابل درک است.
در آثار وى تفکرى عميق و پر احساس موج مىزند و شنونده به دنياى تفکرات آهنگساز دعوت مىشود و مشکاتيان مىکوشد تا در آهنگهايش بگويد که هدف موسيقى تنها لذت بردن از اصوات و صداها نيست بلکه هدفى والاتر از آن مدنظر مىباشد. مشکاتيان شيوه و سبکى از نوازندگى و آهنگسازى را بنيان نهاد که تکميلکننده سبک استاد گرانقدر، فرامز پايور بوده و داراى اصالت خاصى در موسيقى مىباشد. شيوهاى که مورد توجه موسيقيدانان پس از وى قرار گرفته و فراگير شد. شيوهاى که اگر به وجود نمىآمد چه بسا سنتور و سنتور نوازى در جايگاه امروزى خودش نبود پس با اين وجود مىتوان مشکاتيان را احياکننده ساز سنتور و تکامل بخش آهنگسازى در دوران معاصر ناميد. روحش شاد.