گروه خبر ، سارا طاهرى - آمريکا و ايران سرانجام براى اولينبار به طور مستقيم پشت ميز مذاکره نشستند در اين شرايط ناظران سياسى به بررسى شرايط مذاکره و احتمال موفق بودن آن با توجه به شرايط سياسى دو کشور پرداختهاند. اين موضوع عنوان اصلى خبرهاى چند روز اخير در رسانههاى بينالمللى بوده است. در اين زمينه حيات نو با دکتر على خرم نماينده اسبق ايران در سازمان ملل به گفتوگو نشسته است که در زير مىآيد:
با توجه به اينکه اولين بار است ايران و آمريکا به صورت مستقيم با هم مذاکره مىکنند برداشت شما از مذاکرات صورت گرفته چيست؟
اصل مذاکره امرى پسنديده است که به هر صورت در جهان امروز مىتواند راهها را کوتاه و کم هزينه کند و به جاى افزايش دشمنى روحيه دوستى و ارتباطات بين انسانها را افزايش دهد.
ايران و آمريکا هم 30 سال رابطه خصومتآميز داشته که به نفع هيچ کدام از دو کشور نبوده است. پس سالها پيش بايد اين مذاکرات شروع مىشد.
چرا مذاکره بين ايران و آمريکا در اين برهه کليد خورده است؟
پيشتر از اين هر دو طرف شروع اين مذاکرات را يا به صلاح ندانسته يا بنا به دلايلى نتوانستند مذاکره را شروع کنند لذا با نوعى غفلت ، شروع اين مذاکرات به تعويق افتاده اما در حال حاضر که اين مذاکرات آغاز شده يک عامل مثبت براى ايران است. دولت اوباما يا به عبارتى شخص اوباما برخلاف محافظهکاران اعتقادى به اينکه بايد کنترل جهان را در دست داشته باشند ندارد و مىتوان گفت وى شخصى فرهنگى و از افرادى است که به جاى تهاجم در جهان ، اکنون در شرائط حاضر جهان ، در فکر ايجاد آرامش و صلح است. با اين رويکرد مىتوان گفت در حال حاضر فضاى بحث براى نيل به اهداف عاليه فراهم است.
دستاوردهاى اين مذاکرات چيست؟
در حال حاضر اين مذاکرات شروع شده و اوباما نيز گفته که حاضر به مذاکره بدون قيد و شرط با ايران است پس مىتوان اميدوار بود که اين مذاکرات علاوه بر منفعت براى دو کشور، براى منطقه و سطح جهان هم دستاوردهاى قابل توجهى به بار آورد علاوه بر اين بايد اين موضوع را نيز متذکر شد که بسيارى از سوءتفاهمات که در ايران و آمريکا وجود دارد و قطعا هم برخى از آنها خالى از واقعيت است مىتواند در اين مذاکرات مطرح و برطرف شود. ايران و آمريکا در اين 30 سال همديگر را گم کرده بودند به همين دليل بسيارى از فرصتها را از دست داديم ولى بسيارى از موضوعاتى که در گذشته وجود داشت نشان داد که ايران و آمريکا در بسيارى از مواضع با هم مشترک بودند که از آن جمله مىتوان به موضوع بوسنى ، عراق و افغانستان اشاره کرد که در مورد عراق ، ايران و آمريکا خواهان حفظ دموکراسى براساس رأى اکثريت در اين کشور بودند ولى همسايگان عرب چنين نمىخواستند. در مورد افغانستان هم هردو کشور خواستار مقاومت در برابر افراطکارىهاى طالبان بودند پس به نظر مىرسد مىتوان از اين مذاکرات و همکارىهاى بعدى آن در راستاى منافع جمهورى اسلامى ايران بهره بردارى نمود.ايران کشورى عظيم و داراى پتانسيل و امکانات بسيار زياد و همچنين داراى موقعيت استراتژيکى است که مىتواند همه آنها را در مذاکرات به نمايش گذارد به شرطى که با عقلانيت و کياست برخورد کند.
غربىها نگران تسليحاتى شدن ايران هستند به نظر شما ايران مىتواند به اين سمت حرکت کند؟
ايران توافق کرده است که غناى بيش از پنج درصد از سوخت هستهاى را در خارج از کشور يعنى در روسيه تهيه کند تا شايد حسن نيت خود را ثابت کند. بدين ترتيب غرب مىتواند از عدم انحراف ايران بهسوى تسليحاتى شدن اطمينان حاصل نمايد. حال ممکن است ايران بگويد با قبول اين مسئله حسن نيت خود را نشان داده و غرب بگويد ايران تحت فشار سياسى از غناى بيش از پنج درصد خود را محروم کرده است.
به نظرم مىرسد ايران در زمينه مذاکرات هستهاى به نوعى کوتاه آمد. نظر شما در اين ارتباط چيست؟
البته ايران در ابتدا اعلام کرده بود درباره موضوع هستهاى مذاکره نمىکند ولى نتيجه مذاکرات فقط دو موضوع بود موضوع اول غنىسازى اورانيوم که بيش از پنج درصد آن در خارج از کشور باشد که اين دستاوردى براى غرب است و دوم پردهبردارى از سايت هستهاى ايران در قم است و اينکه البرادعى امروز به ايران سفر مىکند و اين فصل جديدى خواهد بود و بايد منتظر نتايج عملى اين دو موضوع در آينده بود. لذا هنوز زود است در باره کوتاه آمدن قضاوت کرد.
با توجه به اينکه در حال حاضر ايران با تحريم مواجه است به نظر شما بهترين زمان مذاکرات چه زمانى بود؟
ما در حال حاضر نيز زمان را از دست داديم و به نظر مىرسد نبايد بيش از اين فرصت را از دست دهيم و اگر اين مذاکرات منافع ملى ايران را تامين مىکند بهتر است ادامه پيدا کند و به آينده موکول نشود.